سنگ قبر
براي گنجشك هايي كه آواز خواندند
براي اسب هايي كه شيهه كشيدند
براي گاو مشهدي حسين كه جان دختر كوچكش را نجات داد
براي هيچ حيواني
هيچ درختي
من سنگ قبري نديده ام
شما ديده ايد؟
نديده ام در جایی نوشته باشند:
وقتي حسنك را به دار كشيدند”
اسب کهرش
دم سحر
از غصه دق كرد و جان داد.
وقتي پدر بزرگ زير بهمن جان داد
آن سال گوسفندان ،تمام ،بره هاي سياه زاييدند
وقتي كه حاج علي به كوه زد
سگ سیاه كوچكش با او به كوه رفت و هرگز بازنگشته است"
من نديده ام در گورستاني
براي خاطر درختي
پرنده اي
حيواني
نشانی باشد.
شما ديده ايد؟
.
.
.
.جنگل جولو.رامسر.تابستان۹۲
+ نوشته شده در شنبه سیزدهم مهر ۱۳۹۲ ساعت 11:51 توسط صفا صفايي
|