.

گریه های  من

 

در من  کلاغ کوچکی است

که بر  شکست شاخه نارنجی

جزيره هاي جهان را اقیانوس کرده است

و شب با لالایی خونرنگ تنهای ستاره ای  به خواب می رود

کودکی گریزان از غزل حافظ و هندسه اقلیدس

جوجه کلاغ "سیاه بخت"  "نازك دلی" را

از بالای شاخه نارنجی

بر زمین انداخت

         و  سیاه ابرها آسمان آبی را پوشاندند ...

تا مبادا خدا ببیند و گریه سردهد

و من کودک گریزان از غزل حافظ و هندسه اقلیدس

جوجه کلاغ کوچکی را خواب دیده ام که در بهشت

  بر  شانه هاي زرتشت پیامبر به خواب رفته است

و من

کودک گریزان از مدرسه

جزاير جهان را اقيانوس مي كنم

 و اقیانوس های جهان را گریه می کنم.

به:دلتنگی های خواهر کوچکم طاهره.

پاییز۹۰