وقتي كه كودكي از دنيا مي رود

يا جنازه جواني را از جبهه ها مي آورند

مردم گريه مي كنند

مي گويند نمي شود خدا

دستي در خلقت جهان برد

قانون دنيا را عوض كند

تا هيچ کس

 در کودکی و جوانی از دنيا نرود؟

وقتي كه گنجشك كوچكي مي ميرد

يا سگي به زير چرخي مي رود

يا گراز پيري در دام مي افتد

مردم بي اعتنا از كنار آن رد مي شوند

بعضي وقت ها هم جنازه گراز را آتش مي زنند

 تا مبادا بوي گند تمام جهان را فرا گيرد.

مردم نمي دانند كه گنجشك كوچك

روح كودكي است كه پر کشیده است.

(اگر كودك دختر باشد تبديل به پروانه اي آبي خواهد شد)

مردم نمي دانند گراز پير

روح جواني است كه از درخت اوفتاده  است

 نمي دانند كه هر درختي زماني انساني بوده است

نمي دانند كه  سينه سرخ همان حلاج است

نمي دانند كه آهو همان "علي اصغر است

كي مي شود به اين حقيقت ساده برسيم كه روح خدا در تمامي جهان جاري است؟

كي مي شود به اين حقيقت ساده برسيم كه يك گنجشكُ  يك آهو

كودكش را به اندازه ما دوست دارد؟

كي مي شود به اين حقيقت ساده برسيم كه يك اسب هم عاشق می شود

گذشت می کند

 گريه مي كند

و فرزندش را بیشتر از تمام دنیا دوست دارد؟

.

.

.

به ...