افسوس
اگر زمانه بر مي گشت
نه لانه گنجشك هاي كوچك را ويران مي نمودم
نه بي اعتنا از كنار گل هاي باغچه مي گذشتم
اما
آب رفته به جوي باز نمي گردد
شايد بهتر باشد
از اين لحظه
طوري گام بردارم
كه به قانون جهان بر نخورد:
نه پروانه اي ابروانش را درهم بكشد
نه غزالي رم كند
نه كلاغي از شاخساري بپرد
آه
چه ميشد آدمي را وطني نبود
خانه اي نبود
آشياني نبود
دست كم فرصتي براي گريه بود
+ نوشته شده در چهارشنبه پانزدهم شهریور ۱۳۹۱ ساعت 16:24 توسط صفا صفايي
|